ریاضی : تمرین و حل تمرین آخر کتاب
عربی : ----------
دینی : ----------
فردا سه شنبه ۳۱/۱/۸۹
جغرافی و اجتماعی : امتحان از درس ۲۱ و ۲۲ و ۲۳
علوم : -------------
حرفه و فن : --------
به یاد کلاس قبلی مان
ریاضی : تمرین و حل تمرین آخر کتاب
عربی : ----------
دینی : ----------
فردا سه شنبه ۳۱/۱/۸۹
جغرافی و اجتماعی : امتحان از درس ۲۱ و ۲۲ و ۲۳
علوم : -------------
حرفه و فن : --------
زبان : حل تمرینات کتاب تاجیک درس ۱۰
قرآن:-------------
فارسی : -------------
فردا دو شنبه ۳۰/۱/۸۹
ریاضی : کشیدن رسم
عربی : حل تمرینات درس ۱۰
دینی : نوشتن تمرینات درس ۱۹ در دفتر
خب من یک سال منتظر چنین لحظاتی بودم، پس روز مهمی بود. تازه این عید با بقیه ی عید ها فرق داشت. چون صبح همان روز من ادای فیلم های پلیسی را در می آوردم . در همین لحظه خود را به پشت پرت کردم. غافل اغز این که پشت من در حمام باز هست ومن به درون آن پرت شدم. خوش بختانه اتفاق خاصی نیفتاد و فقط تاندون های دست چپم کشیده شد.
هوف... بخیر گذشت
سال نو مبارک
زبان : آمادگی برای دیکته
قرآن : --------
فارسی : ----------
ورزش : --------------
فردا ۲۴/۱۲/۸۸
ریاضی : -----------
عربی : امتحان و نوشتن متن درس جدید
دینی : نوشتن تمرینات درس جدید
فارسی : نوشتن تکلیف درس ۱۹
ریاضی : نوشتن گاج صفحه ی ۱۳۹-۱۴۰-۱۴۱
هنر : -------
فردا ۲۳/۱۲/۸۸
انگلیسی : حل تمرینات کتاب - دیکته داریم.
قرآن : --------
فارسی : نوشتن تکلیف درس ۱۹
تاریخ : نوشتن تمرین های درس ۱۰
ورزش : آمادگی برای امتحان دو ۵۴۰ متر و بارفیکس
علوم : -----------
فردا ۲۲/۱۲/۸۸
فارسی : ---------
ریاضی : ---------
هنر : کشیدن یک طرح از نوروز ( کوبیسم )
وبلاگ ها جزو این گروه نمی شوند.
برای این که بخواهید در وبلاگ عضو شوید ابتدا می بایست در بخش فرم عضویت نام کاربری دلخواه، رمز عبور دلخواه و ایمیل خود را وارد کنید. سپس منتظر بمانید که صفحه باز شود. اگر نوشته شده باشد ثبت نام با موفقیت انجام شد. باید وارد وبلاگ شوید ودر بخش ورود نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید و بعد این جمله باید بیاید: شما با موفقیت وارد شدید... کمی صبر کنید. وگرنه باید در وارد کردن اطلاعات خود دقت کنید
چون مامیز های براق نویمان را دوست داشتیم. تخته سیاهمان را دوست داشتیم. ساعت سبز رنگمان را دوست داشتیم. گالری ماه و مهرمان را دوست داشتیم. جالباسی مان را دوست داشتیم. جاگچی که آقای یارندی برایمان درست کرده دوست داشتیم. پوستر آنفولانزای A را دوست داشتیم. خوراکی خوردن سر این کلاس را دوست داشتیم. سطل آشغال مان را دوست داشتیم. میز روی سکو مان را دوست داشتیم. حرف زدن سر این کلاسمان را دوست داشتیم. استرس امتحان شفاهی را در این کلاس دوست داشتیم. نور انداختن توسط خط کش آهنی را دوست داشتیم. بی نظم ها و با نظم هایی که هر روز روی تخته سیاه کلاس خودمان نوشته می شد دوست داشتیم. گذاشتن پوست پسته در زیر دسته ی میز های خودمان وشکاندن پوست پسته را دوست داشتیم. زیر پا گرفتن در کلاس خود را دوست داشتیم.
پس در نتیجه ما کلاسمان را دوست داشتیم.
ای کلاس دانش آموزان تو آخرین لحظات تو را دیدند. ای کلاس تو بچه های زیادی را به خود دیدی. امید واریم ما را به خوش یاد کنی.
از طرف تمام بچه های کلاس

تاریخچه
زمانی که کمیته بین المللی المپیک در سال ۱۸۹۴ تاسیس شد، یکی از ورزشهای پیشنهادی به آن، ورزش اسکیت روی یخ بود. ورزش اسکیت روی یخ تا المپیک ۱۹۰۸ در بازیهای تابستانی شهر لندن جایی نداشت. این ورزش برای اولین بار در المپیک ۱۹۰۸ لندن رسما به بازیهای المپیک تابستانی پیوست.

در این بازیها رشته پاتیناژ نمایشی، اولریش سالشو سوئدی و مادگه سیرز از انگلستان موفق به کسب عنوان قهرمانی در بخش انفرادی شدند.
سه سال بعد شاهزاده ایتالیایی، اوجنیو برونتا دوسیو به کمیته المپیک پیشنهاد کرد تا یک هفته از زمان المپیک تابستانی ۱۹۱۲ که در استکهلم برگزار میشد را به انجام بازیهای زمستانی اختصاص دهد. اما مسئولان برگزاری این بازیها با چنین ایدهای مخالفت کردند.
این ایده چهار سال بعد برای المپیک ۱۹۱۶ که در برلین برگزار میشد نیز مجددا پیشنهاد گردید، اما اینبار با مخالفت کمی روبرو شد و مسوولین درنظر گرفتند تا یک هفته زمستانی را به بازیهای تابستانی ۱۹۱۶ اختصاص دهند.
ورزشهایی که در این هفته برگزار میشدند بازیهای: اسکی سرعت، اسکیت نمایشی (پاتیناژ)، هاکی روی یخ و پرش با اسکی میشدند. اولین المپیکی که بعد از جنگ جهانی برگزار شد، المپیک ۱۹۲۰ آنتورپ (بلژیک) بود. این المپیک دارای هفته زمستانی نبود، اما بجز اسکیت روی یخ، بازی هاکی روی یخ نیز در آن انجام میشد.
سال بعد از ۱۹۲۰، در کنگره سالانه آیاُسی مسؤولان این کمیته تصمیم براین گرفتند که بازیهای المیپیک ۱۹۲۴ که در شهر شامونی فرانسه برگزار میشد، دارای هفته بین المللی بازیهای زمستانی باشد. هفته ورزشهای زمستانی در بازیهای ۱۹۲۴ برگزار شد که اتفاقا از استقبال خوبی هم برخوردار بود.
در کنگره سال ۱۹۲۵، کمیته بین المللی المپیک به این نتیجه رسید که بازیهای زمستانی را بطور جداگانه و تحت المپیکی مجزا و با نام بازیهای المپیک زمستانی هر چهار سال یکبار برگزار کند. این کمیته اولین المپیک زمستانی را همان المپیک ۱۹۲۴ شامونی به رسما ثبت کرد.
آدرس: بلوار آفریقا بعد از چهار راه جهان کودک نرسیده به پل میرداماد خیابان دامن افشار مدرسه ی راهنمایی دکتر محمود افشار
کارگاه:--------
ورزش:--------
علوم : آمادگی برای امتحان روز سه شنبه از درس ۹
فردا۱/۱۲/۸۸
ادبیات : امتحان از سه درس آخر
ریاضی : ----------
هنر : مشاهده در سایت هنری وبلاگ
انشا:----------
زبان:----------
ریاضی:-------
فردا۲۸/۱۱/۸۸
کارگاه: به همراه آوردن وسایل کارگاه
ورزش:--------
علوم:--------
مرحوم دكتر كمالالدين جناب در روز شنبه دهه ی اول شهریور 85، در سن 97 سالگی چشم از جهان فرو بست و در جوار رحمت حق آرميد. دكتر كمال الدين جناب، عمر پر بركت خود را در راه اشاعه علم فيزيك صرف كرد و چندين نسل از معلمان و استادان فيزيك را در دانشكده علوم تهران در دانشسراي عالي تهران و ساير مراكز آموزشي تربيت كرد. ايشان يكي از برجسته ترين معلمين فيزيك ايران و اولين ايرانى بود كه دكتراى فيزيك اتمى و رياضى را كسب كرد. بسيار متاسفيم كه در زمان زندگي اين استاد بزرگ، فرصت كافي براي استفاده هرچه بيشتر از تجربه هاي ايشان را نداشتيم،. با اينحال مناسب ديديم زنگينامه اي از اين شخصيت برجسته كه توسط آقاي اسفنديار معتمدي كه خود از معلمين با سابقه ي فيزيك و همچنين نويسنده، مترجم و پژوهشگر تاريخ آموزش و پرورش ايران است، را در اين اينجا بياوريم.

استاد دكتر كمال الدين جناب در سال 1287 خورشيدي در شهر اصفهان به دنيا آمد. پدرش مير سیّد علي جناب اهل علم و تقوا بود، در فقه و اصول تجربه داشت، زبان عربي و فرانسه ميدانست با رياضيات و اخترشناسي قديم كاملا آشنا بود، به كسب دانش جديد و گسترش آن توجه فراوان داشت و اعضاي خاندان خود را به علم آموزي و تاسيس مدارس جديد تشويق مي كرد.
آموزشهاي مقدماتي
كمالالدين تحصيلات ابتدايي را در مدرسه ملي گلبهار شروع كرد. مدرسه گلبهار در سال 1291 خورشيدي در محلهي گلبهار تاسيس شده بود و به سبك جديد و با برنامهي منظم اداره ميشد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي، در دبيرستان صارميهي اصفهان ادامه تحصيل داد. اين دبيرستان نخستين مدرسهي متوسطهي اصفهان بود كه صارمالدوله، پسر ظل سلطان و نوهي ناصرالدين شاه، آن را تاسيس كرده بود. مديران مدرسهي شادروان ضياءالدين جناب (آقاي ضياء)عمو زادهي كمال الدين و از دست پروردگان مرحوم مير سيّد علي جناب بود. اين مدرسه ساختمان مناسب، سطحي وسيع، كارگاههاي مجهز، برنامهاي پيشرفته و بالاتر از همه مديري لايق داشت كه شايستهترين دبيران را از سراسر كشور جذب ميكرد و به كار وا ميداشت.
دكتر جناب در تعريف دبيرستان صارميه مي گويد:
«مدرسه در محله الياران، در كنار قبر بابا علمدار بود. وسعت مدرسه بيش از هفت هزار متر مربع بود. در ميدان فوتبال مدرسه علاوه بر انواع ورزشها، مشق نظامي هم داشتيم. رجبعلي خان ژيمناز معلم ورزش ما بود. بعضي روزها ما را به پادگان فرح آباد ميبرد تا با وسايل سنگين نظامي هم آشنا بشويم. در مدرسه آزمايشگاه و كارگاه داشتيم. با وسايل نقشه برداري و نقشه كشي و هواشناسي كار مي كرديم. هر يك از دانش آموزان مسئوليتي داشت. براي مثال، اندازهگيري و ثبت دما، فشار رطوبت هوا در ساعات مختلف روز و رسم نمودار. وقتي به كلاس ششم رسيديم معلم نداشتيم. ما هم دو نفر بيشتر نبوديم. من بودم و مرحوم حسين عريضي. درسهاي كلاس ششم را پيش خودمان خوانديم و امتحان داديم و قبول شديم. (1305). يك سال در مدارس اصفهان تدريس كردم و سال بعد كه دارالمعلمين عالي تاسيس شد براي ادامه تحصيل رهسپار تهران شدم. در دارالمعلمين عالي ميخواستم رشتهي زيست شناسي بخوانم ولي مدت ها منتظر استادي بودم كه قرار بود از خارج بيايد و مرتب تشكيل كلاسها عقب ميافتاد. تا روزي كه متوجه شدم كلاسي تشكيل شده است. از پشت پنجره ديدم استاد مشغول تدريس است و با وسايل كار مي كند، پرسيدم اين چه كلاسي است و استاد كيست؟ گفتند: استادي به نام دكتر حسابي رشتهي فيزيك و شيمي داير كرده است. چون بيش از اين نميخواستم وقتم بگذرد رفتم به رشتهي فيزيك و شيمي و مشغول كار شدم (1307).»هنوز بيش از يك سال از تحصيل جناب در دارالمعلمين عالي نگذشته بود كه استاد حسابي متوجه شور و علاقه و مسئوليتپذيري اين دانش جو شد، او را با ماهي 40 تومان به استخدام در آورد و مسئوليت آزمايشگاه فيزيك دارالمعلمين را به او سپرد. جناب وسايل آن آزمايشگاه را از گوشه و كنار جمع آوري ميكرد، ميساخت، طراحي مي كرد و به كار مي برد.
كمال الدين در سال 1310 دورهي ليسانس فيزيك وشيمي را با موفقيت كامل به پايان رسانيد و دوره خدمت سربازي را آغاز كرد. ضمن گذراندن دورهي سربازي در امتحان اعزام دانشجو به خارج شركت و با امتياز عالي موفق شد. او كه از همه چيز و همه جا ميآموزد، از نظم دانشكدهي افسري بهخصوص از بازديدهاي سحر گاهي پادگان، در شبهايي كه خود افسر نگهبان بود خاطرهاي بسيار جالبي بيان ميكند. هنوز سخنان را كه در جلسه معرفي دانشجويان اعزامي به خارج، از زبان رئيس كشور شنيده با اعتماد تكرار مي كند: «اين كشور به آدمهاي آگاه و خادم سخت نيازمند است. خوب بايد درس درس بخوانيد. بايد علم جديد را فرا گيريد و به ايران مسنقل كنيد. ايران را با علم و ايمان بسازيد."
دكتر جناب ميگفت: " وقتي براي دوره ليسانس به تهران رفتم علاقهمند شدم كه زبان عربي هم ياد بگيرم. به دنبال معلم ميگشتم. شخصي گفت برو پهلوي هم شهري خودت، مهدي الهي قمشهاي. ايشان در مدرسهاي حجره داشتند. به نزد ايشان رفتم. پذيرفتند به شرط آن كه من به ايشان فيزيك ياد بدهم و ايشان عربي به من بياموزند."
ادامهي تحصيل كمال الدين جناب در سال 1312 به فرانسه رفت. دورهي تحصيل ليسانس فيزيك و رياضي را دوباره در دانشگاه نانسي گذراند. دورهي ليسانس شيمي را در دانشگاه سوربن تمام كرد و شاگرد اول دانشگاه شد. بهتر آن ديد كه زبان انگليسي بياموزد و براي ادامهي تحصيل به يكي از كشور هاي انگليسي زبان رود. در مدت اندكي زبان انگليسي آموخت و با دريافت تمام هزينههاي تحصيلي كه در دانشگاه هاي فرانسه پرداخت كرده بود(به دليل شاگرد اول شدن)، بودجه كافي را براي ا دامهي تحصيل در بالاترين سطح علمي به دست آورد. در آن زمان با مطالعه دريافت كه عاليترين مؤسسه علمي جهان انستيتوي فني كاليفرنيا ( C.I.T )در آمريكا است.
كمال الدين جناب از فرانسه به امريكا رفت و به حضور فزيكدان بزرگ، رابرت اندروز مليكان(1868-1953) رسيد و درخواست ادامه تحصيل كرد. با مصاحبهاي كه از ايشان به عمل آمد شرط پذيرش را گذراندن سه امتحان اعلام كردند و مدتي فرصت مطالعه دادند. يك هفته بعد آقاي جناب آمادگي خود را براي انجام امتحان اعلام كرد. هنگامي كه نتيجه امتحان اول با درجه عالي مشخص شد، مسئولين دانشگاه از دو امتحان ديگر صرفه نظر كردند.
آقاي جناب دورهي دكتري فزيك را به استادي شروع كرد كه به سبب اندازه گيري بار الكترون و تحقيق دراثر فوتوالكتريك، جايزه نوبل 1923 ميلادي در رشتهي فيزيك دريافت كرده بود. اين پژوهشگر پر آوازه اكنون دانشجويي را پذيرفته بود كه پيشينهي تحصيلات او در ايران و فرانسه آينده بسيار روشني را نويد ميداد. آقاي جناب به راهنمايي مليكان به پژوهش در زمينهي فيزيك هستهاي پرداخت و در سال 1315 به دريافت درجهي دكترا نايل شد و با علاقهمندي، اميدواري و آگاهي به ايران بازگشت. او خوب درس خوانده بود و بايستي علم جديد را به ايران منتقل مي كرد و پايه هاي سازندگي را فراهم مي آورد.
دكتر كمال الدين پس از بازگشت به ايران در سال 1316به سمت دانشيار دانشكدهي علوم دانشگاه تهران انتخاب شد و به تدريس فيزيك پرداخت. او پيشنهاد كرد كه از همان زمان آزمايشگاهي داير كند و در بخش فيزيك هستهاي به پژوهش و تربيت كارشناسي اتمي بپردازد تا همچون استادان خود مليكان به كشف جديدي نايل شود. اما متاسفانه شرايط مساعد نبود و به ناچار، هر كاري از او ميخواستند آن را با نهايت علاقه مندي و آگاهي انجام مي داد.
مسووليتها
دو سال رييس دبيرستان فيروز بهرام و دبستان جو، از مدرسههاي زرتشتيان تهران،شد(1318-1320)، در تاليف كتابهاي فيزيك دبيرستان شركت كرد. در فرهنگستان ايران به واژهگزيني پرداخت. مدتي مسئوليت مديريت كل دبيرخانهي دانشگاه تهران را بر عهده گرفت. در زمان دكتر مصدق معاون وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش كنوني) شد و زماني مسئوليت كامل ورزش كشور را با كفايت كامل بر عهده دكتر جناب به عضويت كميتهي ملي پيكار با بي سوادي در آمد، به عنوان نمايندهي ايران در نخستين كنفرانس بين المللي اتم براي صلح شركت كرد و دو سال هم رياست دانشكدهي علوم دانشگاه تهران را بر عهده گرفت(1350-1348).دكتر جناب چند صباحي نيز به خاطر اعتراض به قراردادكنسرسيوم نفت در سال 1332 از درس وبحث كنار گذاشته شد و سپس با احترامي بيشتر به نزد شاگردان خود بازگشت.
دكتر جناب در هنگام قبول اين مسئوليتها هيچگاه از كلاس درسي دانشجويان خود دور نماند. او حدود نيم قرن در دانشكده علوم دانشسراي عالي تهران درسهاي مختلف رشته فيزيك را تدريس كرد. شاگردان اين استاد كه درس فيزيك را هراه با اعتقاد به عمل و مسئوليتپذيري در مكتب او آموخته بودند به تدريج در سراسر كشور به كلاسهاي درس رفتند شور وعشق وعلم دكتر جناب را به همراه درس فيزيك به فرزندان ايراني ميهن منتقل كردند. گروهي از همين شاگردان به خارج از كشور اعزام شدند و با گذراندن دوره هاي دكترا يا دورهي عالي مهندسي به ايران بازگشتند و دانشكدههاي فيزيك و مهندسي را در تهران و شهرستانها به راه انداخته يا آن كه چرخهاي صنعت كشور را به حركت در آورند.
ويژگيهاي شخصيتي
دكتر كمال الدين جناب ويژگيهاي ممتاز و ارزشمندي دارد. او در سخن گفتن بسيار مؤدب و محكم است به طوري كه كلاسش در شنونده نفوذ مي كرد. سكوت پر هيبتش نيز اطرافيان را در حالت ادب و احترام نگه ميداشت. او بسيار اميدوار بود. اميد به كودكان و جوانان وپيشرفت ايران داشت. در طول زمان دانشجويي وپس از آن در سمينارها، كنفرانسها وحتي جلسههاي دوستانه همه را به نيك انديشي و كار و فعاليت تشويق مي كرد. کودکان را بسیار دوست می داشت به طوری که من در زمان کودکی به همراه پدرم به نمایش فیلم ایشان ( فیلم کمال الدین جناب کارگردان: منوچهر مشیری و تدوین گر: علیرضا تحویلداری) رفتیم خودشان هم حضور داشتند و وقتی که می خواستند وارد سالن شوند، به من رسیدند و با من دست دادند و بسیار محترمانه صحبت کردند. ایشان بر روی علم تاکید بسیار داشت. به طوری که در کلاس هایش زمان امتحان را مشخص نمی کرد و هر دانشجو می توانست هر وقت بخواهد برگه را بدهد. او براین اعتقاد بود که امتحان مسابقه نیست که وقت داشته باشد!
دكتر جناب به صاحبان حق احترام ميگذارد. او از معلمان دورهي ابتدايي ومتوسطه و دانشگاه خود با احترامي هرچه كاملتر ياد مي كند. وقتي از دبيران دبيرستان متوسطه اصفهان سخن مي گويد، گويي هم اكنون در برابر آنان ايستاده و با ادب كامل از آنان چنين نام ميبرد:
«شادروان ميرزا غلامحسين زيرك زاده معلم طبيعيات، مرحوم استاد جلال الدين همايي معلم ادبيات، ميرزا سليمان خان انصاري معلم خط و ميرزا علي خان زاهدي معلم رياضيات، در مدرسه صارميه بودند. مرحوم پروفسور تقي فاطمي يك سال جلوتر از ما بود و دكتر ابراهيم چهرازي دو سال عقب تر."
دكتر جناب براي آقاي دكتر محمود حسابي احترام بسيار قائل بود. در يكي از جلسههاي دوستانه، يكي از حاضرين از دكتر حسابي انتقاد كرد و گفت: «دكتر حسابي مطالب درسي را خوب بيان نميكرد. او بيشتر تكليف را بر عهده دانشجو ميگذاشت. ما كه از او چيزي نياموختيم». دكتر جناب با شنيدن اين جمله سخت بر آشفت و گفت :«دكتر حسابي در تاسيس دانشگاه تهران، دانشكدهي علوم، دانشگاه فني پيشقدم بود. به تنهايي همه درسهاي دورهي ليسانس فيزيك را براي چند سال درس ميداد. او از هر دانشجو ميخواست يك محقق بسازد. او پاسخ هر پرسشي را، وسيلهي طرح پرسشهاي ديگري در ذهن دانشجو ميكرد. يادمان باشد از خادمين ملك و ملت هميشه با احترام ياد كنيم».
دكتر جناب مفاخر فرهنگي و علمي ايران، با احترام كامل ياد مي كند. از كارهاي علمي خيام از رصد خانه مراغه آگاهانه سخن مي گويد. عشق به ياد گيري و ياد دهي هميشه در او زنده و فعال است. دكتر جناب اهل كار و عمل است. در ميان استادان فيزيك بيشترين اثر را بر دانشجويان خود داشت.
هر يك از دانشجويان يا دبيران فيزيك، كه روزي دانشجوي او بودهاند، هميشه خاطرههاي ايام تحصيل در دورهي ليسانس را با نام دكتر جناب به ياد ميآورند. جالب آن است كه دكتر جناب دانشجويان قديم خود را با نام به ياد ميآورد و از احوال آنان با خبر ميشود.در روزهاي آخر خرداد سال 1339 در آخرين جلسه درس فيزيك، در پاسخ سخنان خداحافظي نماينده دانشجويان گفت:
«كاملترين معني سعادت براي انسان، داشتن وجدان آگاه و آرام است. اگر وظايف انساني خود را به درستي بشناسيم و نيروي خود را در جهت انجام آن وظايف و خدمت به مردم به كار گيريم آرامش وجدان خواهيم يافت و سعادتمند خواهيم شد. معلم فرصت خدمت دارد. ميتواند سعادتمند باشد. لازم است بر وظايف خود آگاه و مسلط باشد و عشق و هنر با هم زندگي كردن را به شاگردان خود بياموزد».
آثار علمي
دكتر جناب چندين مقاله علمي دربارهي توزيع انرژي نوترون حاصل از بعضي از واكنشهاي هستهاي و آثار زيستشناختي ميدانهاي الكتريكي و اثر غير مستقيم اشعهي ماوراي بنفش و نيز كتابي در مكانيك فيزيك نوشتهاند.
به نقل از جزیره ی دانش
فارسی : -------
ریاضی: --------
هنر : کشیدن ۱۰ نقاشی کوبیسم (۸)و رئال(۲)
فردا ۱۸/۱۱/۸۸
زبان : حل تمرینات درس ۷
قرآن : امتحان از درس ۷
فارسی : --------
انشا : -----------
زبان : -----------
ریاضی : نوشتن تمرین صفحه ۱۴۰
فردا
حرفه و فن : ----
ورزش : ---------
علوم : ---------
جغرافی : نوشتن فعالیت های درس ۱۷
اجتماعی : ----
علوم : --------
حرفه و فن : --
فردا
انشا : نوشتن انشا از دو مورد دوستی و مواد مخدر
زبان : --------
ریاضی : نوشتن صفحات ۱۰۱ و ۱۰۲ و ۱۰۳ گاج


تازه عمل کرده!

پوستش کو؟!
قرآن: آمادگی برای پرسش کلاسی از درس 7